جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

270

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

كرده و خانه‌ها را غارت نموده و آباد نساخته است . همه اموال جمع‌شده از راه ستم را كه در گنجهايش نهاده ، آتش ، بدون آنكه بر آن بدمند ، خواهد سوخت و آنچه كه در گوشه‌هاى آن باقى بماند ، از بين خواهد رفت . آسمانها گناه او را كشف كرده و زمين بر او سخت خواهد گرفت . ايوب محتكران را كه بدون رنج و زحمت ، از منافع و كوشش بينوايان زندگى مىكنند و همچنين كشاورزانى را كه كار نموده و درو مىكنند و گرسنه و تشنه ، بدون جامه و پناهگاه به‌سر مىبرند ، با اين سخن جالب و درخشان چنين توصيف مىكند : « كسانى كه بر حدود ديگران تجاوز مىكنند و گله گاو و گوسفند را مىبرند و چهارپاى يتيم را به‌كار مىكشند و گاو بيوه‌زنان را به گرو مىگيرند ؛ بيچارگان را از خود مىرانند و همه بينوايان را محروم مىكنند ؛ مزرعه‌اى را كه مال آنها نيست ، درو مىنمايند و غاصبانه انگور را مىچينند ؛ پابرهنگان عريان را بىلباس مىگذارند كه در سرما پوشاكى ندارند ، از باران كوه‌ها خيس مىشوند و پناهگاهى نمىيابند و در شكاف صخره‌ها و سنگ‌ها مخفى مىشوند . يتيمان را از پستان مادر دور مىسازند ، دارايى بينوايان را به گرو برمىدارند و آنان را عريان و گرسنه مىگذارند و درحالىكه در ميان خطوط داس ، درمزرعه ذوب مىشوند و در كارگاه‌هاى نوشيدنىها ، پا به زمين مىكوبند و كار مىكنند در حالى كه خودشان تشنه‌اند » ! در ميان پيامبران عهد عتيق ، شاعر بزرگى به‌نام اشعياء وجود دارد كه در زهد و بىرغبتى به‌دنيا به آنجا رسيد كه پابرهنه و عريان راه مىرفت و سال‌ها مورد شگفت و اعجاب بود . اشعياء در برابر